گروه دانشگاه کیوسنا، میلاد مفاخری؛ از وقتی که کودک بودم و روزهایم با اَلک دولک یا بازی با تفنگ آب پاش و گل کوچیک در زمین‌های سفت سخت، شب می‌شد. یا مثلا وقتی که در آن یکی مدل آموزش پرورش آن زمانی که دوران ابتدایی پنج سال بود در کلاس‌های مختلط درس میخواندم. یا مثلا ان زمانی که با خواهر کوچکترم دعوا‌های کودکانه میکردم و سریعا آشتی.

یا حتی همین اخری‌ها که تصمیم گرفتم ادامه این مسیر پر تلاطم را با یکی از همان‌هایی که از کودگی بزرگتر‌ها به هنگام بازی، درس و دعوا گفته بودند مانند مروارید بین صدف و از برگ گل نازک‌تر است همراه شوم. یادگرفته بودم که زن و جایگاهش بالاتر از همه آن چیز‌هایی است که من و شما و رسانه‌های عریض طویل این دنیای مادی سعی در تبین جایگاهش به شکل دنیایی و مادی داشته باشیم، چه بسا اگر حتی جایگاه زن را در عالم مادی خود درست تبین میکردیم کارمان کم از کشف برق نداشت، اما صد حیف که هرچه کردیم و میکنیم برای تقلیل و رساندن جایگاه زن به حد دعوای شیرین‌تر از عسل مدنظر امثال مسیح علی نژاد است. یعنی دعوا‌های بی دلیل و احساسی بر سر پوشش و بدتر از آن خلط وظایف زنان با وظایف مردانه با هدف نشان دادن عدم رعایت حقوق زنان این سرزمین و تضیع حقوق آنان.

اصلا می‌دانی من میلاد نمیدانم چرا باید برای این حوزه بنویسم مگر آن بیست اندی دستگاه متولی حوزه فرهنگ و زنان خبر مرگشان مرده اند؟ اما مینویسم و فریاد میزنم مانند خیلی از شماها، چرا که اگر همرفیق هم نیستیم، لااقل همدرد که هستیم. هم درد اینده‌ای که اگر به فکر دردش نباشیم باید بر بالینش سوگواری کنیم.
چه کردند و چه نکردیم/ مسئله زن مسئله امروز ایران نیست
اما بعد
مسئله زن مسئله امروز ایران نیست و نخواهد بود، همانطور که در آمریکا یک مسئله مربوط به دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی نبود. منظورم همان امریکایی هست که انقلاب جنسی را دیده، انقلابی اجتماعی، برخواسته از یک کنش اجتماعی به ظاهر درست که مثلا توسط زنان آن سرزمین ایجاد شد.

زنانی که امیدوار بودند با دست یابی به حق آزادی جنسی و روابط خارج از چهارچوب بتوانند به آن برابری و ازادی آرمانی مد نظر خود برسند، درصورتی که همه وعده‌ها برای حقوق اجتماعی برابر و آزادی زنان صرفا سرابی بود برای دست یابی هرچه بیشتر سواستفاده گران و منافع شخصی صاحبان قدرت.

صاحبان قدرتی که زنان را صرفا به در چهارچوب نگاه ابزاری ارزیابی می‌کردند و با ایجاد توهمات آزادی، هرچه بیشتر آنان را استثمار کردند، و حال جنبشی که برای ازادی زنان راه اندازی شده بود تبدیل شده بود/است به معضلی که ازادی زنان را نه تنها تضمین نکرد بلکه ان را تحت شعا قرار داد. این چند خط را گفتم که برسم به اینجا، سرزمینی که هر روز درگیر معضل جدیدیست خواه از طرف منفعت طلبان دلداده به همان صاحبان انقلاب جنسی و یا دلسوزان ندانم کار.

اینکه غرب به عنوان پرچم دار دروغین ازادی چه کرد برای اینکه زن و مرد ایرانی با حیا را به این سمتی سوق دهد که زنان و مردان خود را در انقلاب جنسی سوق داد باید بگویم کار زیادی نکرد صرفا ذائقه مردم این سرزمین یعنی ایران و یا هر سرزمینی که برایش نقشه دارد را تغییر داد. ذائقه‌ای که او همه کار برای تغییرش کرد، ولی ما هیچ کاری برای محافظت و تقویت از آن نکردیم.

در مثل جای مناقشه نیست از هیمن رو، مثلا روزی اگر کسی شلوار پاره می‌پوشید از دید بسیاری از مردم ایران آن شخص فردی فقیر بود، اما امروز نشان وضع مالی خوب و به روز بودن است. یا مثلا اگر دختری با پسری و بلعکس رابطه خارج از چهارچوب رسمی داشت در دید هر دو خانواده و اکثر ایرانی‌ها عملی زشت و ناپسند انجام داده بود. اما امروز به لطف تغییر ذائقه مردم و خوانواده‌ها این‌ها ملزومات یک زندگی به روز است و اگر شخصی غیر از این باشد محکوم به تحجر است.

چشم‌های خود را ببندید جنوب شرق آسیا را تصور کنید در حالی که مردمش در رستوران در حال خوردن یک سوسک اب دار تنوری دور چین کرم هستند و شدیدا از خوردن آن سوسک لذت می‌برند. چشم‌های خود راباز کنید حس بدی پیدا کردید؟ طبیعی است چرا که ذائقه ایرانی با خوردن سوسک سازگار نیست، ولی مردم جنوب شرقی آسیا از کودکی با خوردن این مدل خوراک خو گرفته اند. از همین مدل میتوان برای تطبیق چگونگی تغییر ذائقه ایرانی استفاده کرد. وقتی از سنین کودکی فردی در معرض خوردن سوسک قرار میگیرد قطعا در آینده ناخودآگاه ذائقه اش با آن همسو است، حتی اگر سوسک نخورد، سوسک خوری را کار چندشی نمی‌داند.

این نگاره را این گونه تماام کنم: اگر همین امروز اقدام کنیم برای باز پس گیری ان بخش از ذائقه مان که از دست رفته در بهترین حالت ممکن ۱۵ تا ۲۰ سال آینده به نقطه مطلوب باز خواهیم گشت در غیر این صورت دور نیست ترکیه شدن ایران و یا تبدیل شدن ایران به امریکا دهه ۶۰ تا ۸۰ میلادی و حتی آمریکای فعلی.

با همه این گذاره‌های مطرح شده کف جامعه ایرانی را همچنان در تضاد با آن مدل آزادی غربی میدانم حتی آن دختری که شاید پوشش مناسب جایگاهش نیست و یا حتی فکر میکند آزاد نیست و. به طور کامل از چهارچوب آن تعریف متعالی جایگاه زن که از برگ گل نازک‌تر است و جایگاهی خدا وار در بین ایرانی دارد خارج نشده است. هرچند ممکن از جراحاتی در این جنگ فر هنگی تمام عیار برداشته باشد، ولی هنوز میدان را خالی نکرده است.

نشریه مدیرانه، دانشگاه تهران، شماره ۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code