گروه دانشگاه کیوسنا، محمد نصیری؛ پاسخ یابی به چند سوال و ابهام می تواند از انفجار عظیم بیروت رمز گشایی نماید.

مواد آتش زا و انفجاری «نیترات آمونیاک» را چه کسانی و برای چه در بندر بیروت دپو کردند؟

جایی که انفجار بزرگ رخ داد، محل دپوی ۲۷۵۰ تن “نیترات سدیم و آمونیاک” بود.

به گفته برخی منابع لبنانی، در جریان جنگ داخلی سوریه که به لبنان هم کشیده شد، گروه هایی مانند جریان المستقبل با کمک و حمایت سعودی ها و اشرف ریفی( رئیس پیشین سازمان اطلاعات داخلی لبنان) که از مسلحین ضد حکومت اسد حمایت می کردند، ‌اقدام به ورود مواد اولیه لازم برای مواد منفجره کردند که به مخالفین بشار اسد برسانند که دست بر قضا این محموله های بزرگ کشف، توقیف و در بندرگاه انبار شد.

 

قاعدتا ارتش لبنان باید این محموله ذیقیمت را تحویل می گرفت و مورد استفاده قرار می داد ولی ارتشی که در عمل وجود خارجی ندارد و حداکثر مثل پلیس شهری است، ترجیح داد یا بهتر است بگوییم ناگزیر شد به انبار محموله در همان بندرگاه بسنده کند و انفجار در همان محل نگهداری نیترات های توقیفی صورت گرفته است.

 

متخصصان به نوع انفجار استناد می کنند که مشخص است انفجار ناگهانی و حجیم مواد شیمیایی بوده است که در لحظه ای کوتاه کل بندرگاه و اطرافش را در نوردید که انفجار موشک هیچگاه قادر به ایجاد چنین صحنه ای نیست.

 

وانگهی اینکه رسانه های سعودی اعلام نمودند که انفجار، بخاطر موشکهای نقطه زن حزب الله بوده است، بسیار بعید می نماید که حزب الله موشک هایش را در بندری دپو کند که ریاستش بر عهده جریان رقیب (سعد حریری) است.ضمن این که نخست وزیر لبنان نیز تصریح کرد که انفجار،حاصل از مواد شیمیایی انبار شده بوده است.

 

بندر بیروت در اختیار کدام جریان سیاسی لبنان است.؟

بندر بیروت سالهاست در اختیار جریان فکری رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان و بعد از ایشان فرزندش سعد حریری نخست وزیر سابق و جریان المستقبل (جریان فکری نزدیک به رژیم سعودی) می باشد که مواد شیمیایی منفجر شده هم توسط تاجری که از نزدیکان سعد حریری است تهیه و به لبنان آورده شده است و اضافه شود بر این مطلب که ریاست بندر با حسن قرطیم از وابستگان حریری و نزدیکان حزب المستقبل است.

 

چه کسانی از این انفجارسود می برند.؟

بعد از شهادت سردارسلیمانی فاز جدیدی از برخورد با محور مقاومت در سراسر جغرافیای مقاومت توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی به نحو کاملا هدفمند و هماهنگ آغاز شده است و آن هم استراتژی دو گانه «یا مقاومت یا رفاه» تبدیل به دوقطبی «یا مقاومت یا زندگی» شده است. یعنی دیگر مردم در سراسر جغرافیای مقاومت باید تصمیمی حیاتی و ضروری بگیرند که یا مقاومت را انتخاب کنند و یا فاجعه ها و مصیبت هایی بزرگ مانند انفجار بیروت را.

 

آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عرب در این استراتژی شدیدا به دنبال ضربه زدن و حتی حذف راس جنبش مقاومت اسلامی لبنان یعنی “سید حسن نصرالله” هستند به همین جهت در این انفجار، انگشت اتهام را به سمت حزب الله نشانه رفتند تا مردم را به حزب الله بدبین کنند.

 

خلاصه آنکه در لبنانی که دهه هاست، هر انفجاری مستقیم یا غیر مستقیم به اسراییل مربوط می شود، قطعا در این باره نیز انگشت اتهام به سمت تل آویو می رود ، بویژه آن که اخیرا مرزهای لبنان و اسراییل شاهد تنش های مسلحانه بود.

 

همچنین این انفجار می تواند تیرخلاصی باشد بر دولت حسان دیاب که رابطه خوبی با حزب الله دارد.تیر خلاص از آن جهت که تنها یک بندر منهدم نشده، بلکه گلوگاه اقتصادی لبنان از بین رفته است چرا که بخش عمده واردات این کشور از بندر بزرگ بیروت صورت می گرفت و این بندر، در حکم انبار لبنان نیز بود.این یعنی خرد شدن استخوان های اقتصاد فشل لبنانی که حیاتش به طور تقریبا کامل وابسته به واردات است. این انفجار تاریخی در بیروت، قطعا توسط سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا-اسرائیل و شبکه نفوذی آنها رقم خورده است.

 

محمد نصیری – فعال دانشجویی

انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «کیوسنا» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code